على اكبر قرشى بنابى

12

تفسير احسن الحديث (فارسى)

اين گونه قسمها در سوره‌هاى تكوير ، انشقاق ، انفطار و مانند آن تكرار شده است . منظور از طمس نجوم ظاهرا رفتن نور آنهاست كه در وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ تكوير / 2 خواهد آمد اگر نجوم از خورشيدها كسب نور مىكنند با خاموش شدن آنها ، نجوم نيز تاريك مىشوند و اگر روشنايى نجوم از خودشان است با تمام شدن سوختشان ، خاموش و تاريك خواهند شد . غرض از إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ كه در إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ انشقاق / 1 بيان شده است شكافته شدن آن و متلاشى شدن اجرام آن مىباشد كه همان از بين رفتن نظام كنونى است ( رجوع شود به سورهء انشقاق / 1 ) . در زمينه كنده شدن و ريز ريز شدن و روان شدن كوه‌ها ، آيات زيادى داريم كه همه از شرائط قيامت مىباشند نظير : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً طه / 105 . وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ از سياق آيات مىشود فهميد كه مراد از « رسل » موجودات ارسال شده و رها شده از جانب خداست مانند : أَرْسَلْنَا الرِّياحَ حجر / 22 ، فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ اعراف / 133 أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ فيل / 3 موجودات طبيعى از جانب خدا ارسال شده و همه در كار هستند ولى در وقوع قيامت معيّن الوقت مىگردند يعنى وقت از كار افتادن آنها مىرسد . طبرسى ، زمخشرى و بيضاوى گفته‌اند منظور آمدن پيامبران در روز حشر است تا بر امتها شهادت كنند ، الميزان نيز آن را اختيار كرده است . در مجمع از امام صادق صلوات اللَّه عليه نقل شده : اقتت اى بعثت في اوقات مختلفة ظاهرا اين همان روايت است كه در طريق آن ابو الجارود واقع است چنان كه در تفسير الميزان از تفسير قمى از ابو الجارود از آن حضرت نقل شده است .